محمدحسین محمدحسین ، تا این لحظه: 19 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره

قلبهای کوچکم

اهـــــــلا و سهــــــــلا

1392/6/23 13:11
نویسنده : مامان ناز
339 بازدید
اشتراک گذاری

سلام بر عزیزای دلم دو تا گل خوشگلم .

خیلی وقته که نیومدم چیزی براتون بنویسم .

انقدر نمیام که گاهی وقتها اصلا یادم میره وبی دارید

و وبلاگی . 

به هرحال ، اومدم تا اتفاقات این چند وقت رو بنویسم . 

ازمریضی مامان جون براتون نوشته بودم اوایل مرداد

بودمصادف با نیمه ماه مبارک رمضون که قرارشد با

عمل آنژیوگرافی و گذاشتن فنر رگ رو مهارکنن تا خون

بیش از اندازه به دیواره رگ آسیب نزنه و رگ پاره نشه .

روز عمل شما دوتا رو بردم گذاشتم خونه مامان جون

فاطمه و خودم دوباره برگشتم ورفتم بیمارستان

لاله ( البته خودتون هم می دونید که از همچون مامان

تنبلی مثل من این کارهای سخت خیلی بعیده که پاشم

این راه طولانی رو برم و برگردم اونم تنهایی ، از بس که

عادت کردم ببرنم و برم گردونن . ) به هرحال من زودتر از

خود مریض رسیدم بیمارستان ومنتظرشدم بقیه یعنی

بابایی و اقاجون ومامان جون هم بیان .

به هرحال عمل فردا ظهرش انجام شد و سه ساعتی

طول کشید صدالبته که چندتا رضایتنامه گرفتن و کلی هم

هشدار دادن که ممکنه خیلی خطرها حین انجام عمل

پیش بیاد و بگذریم وبگم که خداروشکر عمل بدون خطر

انجام شد . چندروزی بیمارستان پیش مامان جون بودم

شما هم پیش خاله ها .ازهمین جا میگم خواهرهای گلم

دستتون درد نکنه عذر زحمات . 

چند وقت قبل هم مامان جون فاطمه اینها و بچه ها و

خاله ها و دخترخاله های خودم رو دعوت کرده بودم .

خیلی خوش گذشت فقط جای خاله فاطمه و ریحانه

جون و هم جای زندایی فاطمه و محمدمهدی خیلی

خالی بود . جاتون رو خالی کردیم . 

الانم که چندروزبیشتر به شروع مدرسه ها نمونده و

طبیعتا مشغول آماده سازی کارهای مدرسه .

لباسهای هردوتاتون رو ازمدرسه تحویل گرفتم و لوازم

التحریر و کفش و کیف و فقط مونده که روز سی و یکم

شهریور بشه و محمد حسین جونم بره برای  جشن

شکوفه ها . و از فرداش هم که هردوتایی برید مدرسه .

امیدوارم که هردوتاتون موفق باشید و سال پرباری رو

پشت سر بذارید . امسال زهراخانمی کلاس پنجم و محمد

حسینم کلاس اول رو می خونن .

نمیدونم کی دوباره بیام و براتون مطلب بذارم . فعلا خداحافظ . 

 



پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان نفس طلایی
23 شهریور 92 14:09
انشالله به سلامتی برن مدرسه و موفق باشن
مامان ریحان جیگر
24 شهریور 92 12:46
سلام به آبجی جونم و گلهای ناز خاله. ایشالا که همیشه سالم و سلامت و موفق و خوشحال باشین


سلام خواهرجونی . قربانت . انشااله شما هم سلامت باشید . ریحانه جونو ببوس .
سعیده
31 شهریور 92 17:16
خواهش می کنم خواهرجون، کار خاصی نکردیم
خدا رو شکر به خیر گذشت...
إن شاء الله بچه ها به سلامتی مدرسه رو شروع کنن و همیشه موفق و عاقبت به خیر باشن

قربان خواهرجون . جبران کنیم انشااله